loading...
یک لحضه با من باش
ابراهیم کلاته رحمانی بازدید : 47 شنبه 05 شهریور 1390 نظرات (0)
می خوام عکسمو به عنوان یادگاری بهت بدم
فقط یه شرط داره: وقتی بهش نگاه می کنی با چاقوی تیز پرتقال نخوری




کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.
 

در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم / حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتم!



شرط دل دادن ٬ دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !

زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ، یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود . (احمد شاملو)

نه در رفتن حرکت بود ، نه در ماندن سکون ، شاخه ها را از ریشه جدایی نبود ، و باد سخن چین با برگ ها رازی چنان نگفت که به شاید ، دوشیزه عشق من مادری بیگانه است ، و ستاره پر شتاب بر مداری معیوس جاودانه می گردد . (احمد شاملو)
 

نام خفت دهندگان را نمی خواستم و خفت کشندگان را ، می خواستم نام تو را بدانم ، و تنها نامی که می خواستم و ندانستم . (احمد شاملو)

 


کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره

برچسب ها sitykhatar.rozblog.com ,
ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 1175
  • کل نظرات : 4
  • افراد آنلاین : 24
  • تعداد اعضا : 77
  • آی پی امروز : 304
  • آی پی دیروز : 171
  • بازدید امروز : 3,702
  • باردید دیروز : 816
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 5,222
  • بازدید ماه : 6,928
  • بازدید سال : 88,606
  • بازدید کلی : 502,379